تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

دريافت كد دعاي فرج

السلام علیک فی اللیل اذا یغشی
السلام علیک فی اللیل اذا یغشی

حتما تو هم مثل من به یاد داری  روزهای آغازین دیدار و دلداگی را.

هرجا می رفتم و می گشتم تو بودی و تو بودی.

همه جا نشانی از تو بود که سرگشته ترم می کرد.

نمی فهمیدمت.

چه بی قرار بودم و چه بی تاب و چه پریشان.

و تو با آن چهره ی نجیب و خدایی و مومنت آرام جان خسته ام شدی.

چه آرامشی.

فهمیدمت.

بعد از آن با آنکه می دانستم تا قربانی شدن نفسی بیش نمانده با یاد روی تو آرام بودم.

سر خم به می سلامت شکند اگر سبویی

دیگر گمشده ام را یافته بودم.

تو را...

توئی که رفتی تا بمانی و ماندی و بعد از روزگاری راحت روحم شدی.

توئی که از خود گذشتی و به خدا رسیدی. عابد شدی و عارف. خالص شدی و خلاص.

توئی که سراپا معجزه ای. دیگر معجزه هایت متعجبم نمی کند. دیگر قسمتی از من شدی. قسمتی از هستی ناچیزم.

توئی که اوج بزرگواری و کمالی. بزرگی و بزرگوار.

توئی که از خود گذشتی و خستگی ناپذیر خود را وقف همسنگرانت کردی .

  ۵روز محاصره در کانال کمیل.جیره بندی آب و غذا.

امروز روز بنجم است که در محاصره هستیم.آب و غذا را جیره بندی کرده ایم.شهدا در انتهای کانال کنار هم قرار دارند.

 شهدا دیگرتشنه نیستند.فدای لب تشنه ات ای پسر فاطمه

 

 می دانم می خواستی گمنام باشی.

ببخش که عشقت را با رسوایی فریاد زدم.

 

ابراهیم یعنی مفقود یعنی جاوید یعنی گمنام

یعنی گمنام یعنی گمنام

یعنی بی مزار

یعنی مزار خالی

یعنی بی نشان

مثل مادرش زهرای اطهر (س)

 ابراهیم یعنی فکه. یعنی کانال.یعنی کمیل. یعنی رمل.رمل یعنی یک قدم جلو سه قدم عقب!

یعنی غربت

 یعنی کربلا که کل ارض کربلا

 

 

ابراهیم یعنی ...

متحیرم چه نامم تو را!!!

ابراهیم یعنی ابراهیم

سلام بر ابراهیم

سلام علی ابراهیم

کذلک نجزی المحسنین

انه من عبادنا المومنین



علی محمودوند مسئول گروه تفحص لشگر بود. او در والفجر مقدماتی بنج روز در داخل کانال کمیل در محاصره دشمن قرلر داشت.

علی خود را مدیون ابراهیم می دانست و می گفت کسی غربت فکه را نمی داند.چقدر از بچه های مظلوم ما در این کانال ها هستند.خاک فکه بوی غربت کربلا می دهد.

یک روز در حین جستجو پیکر شهیدی پیدا شد.در وسایل همراه او دفترچه یادداشتی قرار داشت که بعد از گذشت سال ها هنوز قابل خواندن بود.در آخرین صفحه این دفترچه نوشته بود:

امروز روز بنجم است که در محاصره هستیم.آب و غذا را جیره بندی کرده ایم.شهدا در انتهای کانال کنار هم قرار دارند.

شهدا دیگرتشنه نیستند.فدای لب تشنه ات ای پسر فاطمه

بچه ها با خواندن این دفترچه خیلی منقلب شدند و باز هم به جستجوی خودشان ادامه دادند. اما با وجود بیدا شدن پیکر اکثر شهدا خبری از ابراهیم نبود.یکی از رفقای ابراهیم برای بازدید به فکه آمده بود.ایشان ضمن بیان خاطراتی گفت زیاد دنبال ابراهیم نگردید.

او می خواسته گمنام باشد.بعید است پیدایش کنید.

ابراهیم در فکه مانده تا خورشیدی برای راهیان نور باشد.

 

مناسبت نوشت:۲۲ بهمن سالروز آغاز گمنامی سردار بسیجی شهید ابراهیم هادی تبریک و تسلیت باد.

 

درد دل نوشت: آقا ابراهیم... چه معجزه ها کردی و دیدم و دیدگانم بارانی شد و باریدم و ذوب نگاه آتشینت شدم

حتما به یاد داری...

روزی که در کنار مزارت من خود به چشم خویشتن دیدم که...

میان عاشق و معشوق سری است.

تو که کیمیا فروشی نظری به حال ما کن

که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی

 

فراق نوشت: بارانیم مولابه دادم می رسی؟؟!

 

راهی جنوبم.سرزمین عشق ...

حلال کنید و به سایه ی لطف خویش ببخشید بنده حقیر را.

 عجل الله فرجه




نوشته شده در تاريخ 90/11/06 توسط گمنام مثل حضرت مادر (س)
'
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


 ســکــوت دل
kosarrahmati